محمد مهريار

136

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

اشكووه A S kove ( h ) اشكووه نام ديهى است از دهستان كذاب يزد . در سال 1345 جمعيت اين ديه 40 نفر بوده است . نواحى يزد همگى از مراكز مهم و كهن تمدن و حضارت ايران بوده‌اند و ديه‌هاى اين ناحيه نيز مستثنى نيستند . برخى از اينها نشان كهنگى و قدمت خود را آشكارا بر پيشانى دارند و هيچ احتياجى به تحقيق و تفحص دربارهء نام آنها نيست . اين نكته را بايد اگر تكرار هم مىشود تذكر داد كه نواحى يزد ؛ با هنر ايرانيان هنرمند و علاقهء آنان به آبادانى پيدا شده و آباد گرديده است ، اين است كه بسيارى از ديه‌هاى كهن آن نشان اين قدمت را آشكارا نشان مىدهند . چون دربارهء خصوصيات جغرافيايى و جامعه‌شناسى روستايى اين ناحيت كذاب به تفصيل گفت‌وگو مىكنيم . « 1 » در اينجا از تكرار مستغنى هستيم و مىپردازيم به نام باشكوه آن . واژه‌شناسى : اشكووه چنان كه آشكار است ، از سه جزء « اشك + آو + ه » تشكيل شده است . اما جزء اول « اشك » همان واژهء قديمى است كه از همه بهتر در نام اشكانيان به ما رسيده است و مىدانيم كه نام بسيارى از پادشاهان اشكانى ، اشك اول و دوم و بسيارى ديگر با « اشك » شروع مىشده است و اين معنا مغاير با اين نيز نيست كه نامداران ديگرى نيز از آن طايفه نام « اشك » بر خود نداشته باشند و از همين نام اشكووه مىفهميم كه بنيادگر اين ديه نامش « اشك » بوده و ديه منسوب به « اشكى » است نامبردار . يعنى قنات آن را « اشك » نامى ، ناموركنده و به نام او نامگذارى شده است ، اما جزء دوم « آو » همان واژهء آب است كه مىدانيم واژهء صحيح اوستايى است و تا امروز هم در اطراف ايران شايع و رايج است و اما جزء سوم علامت نسبت است و سه جزء روى هم يعنى آب منسوب به اشك ، آبى كه اشك آن را ايجاد كرده است . اين نكته را تذكر مىدهيم كه ابدا نبايد به اين فكر افتاد كه « اشك » به معناى سرشكى كه از چشم مىچكد ، باشد چون نامگذارى به اين‌گونه صور ، ناپسند و زشت است و به حكم يك قاعدهء كلى آرياييان كهن از آن پرهيز دارند . اشگالو A S g lu اشگالو ديهى است كوچك كه در عداد ديه‌هاى دهستان رباطات يزد به‌شمار آمده است . در

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان كذاب ، در اين فرهنگ .